فعل
سکونت داشتن در، ساکن بودن در، در خانه یا ساختمانی زندگی کردن
معانی و تعاریف bewohnen:
- در یک مکان زندگی کردن یا ساکن بودن.
جملات نمونه برای bewohnen:
Ich ''bewohne'' mit meiner Familie ein kleines Reihenhaus.
من به همراه خانوادهام در یک خانه شهری کوچک زندگی میکنم.
''Bewohnt'' noch jemand dieses Haus?
آیا هنوز کسی در این خانه زندگی میکند؟
Sie bewohnt ein kleines Haus am Stadtrand.
او در یک خانه کوچک در حومه شهر سکونت دارد.