bewohnen
سکونت داشتن در، ساکن بودن در، در خانه یا ساختمانی زندگی کردن
Beispiele
- Ich ''bewohne'' mit meiner Familie ein kleines Reihenhaus.من به همراه خانوادهام در یک خانه شهری کوچک زندگی میکنم.
- Bewohnt'' noch jemand dieses Haus?آیا هنوز کسی در این خانه زندگی میکند؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
در یک مکان زندگی کردن یا ساکن بودن.
- Sie bewohnt ein kleines Haus am Stadtrand.او در یک خانه کوچک در حومه شهر سکونت دارد.
- Die Familie bewohnt seit vielen Jahren diese Wohnung.این خانواده سالهاست که در این آپارتمان زندگی میکنند.