einbeziehen
شامل کردن, لحاظ کردن, در نظر گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
کسی یا چیزی را در برنامهریزی، تصمیمگیری یا فرآیندی وارد کردن و در نظر گرفتن.
- Wir müssen alle relevanten Faktoren einbeziehen.ما باید تمام عوامل مرتبط را در نظر بگیریم.
- Die Kinder wurden in die Planung des Ausflugs einbezogen.کودکان در برنامهریزی سفر گنجانده شدند.