bezahlen
پرداخت کردن، حساب کردن، تاوان دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ / für + Akkusativ
مبلغی پول را برای کالا یا خدماتی به شخص یا نهادی پرداخت کردن
- Ich muss die Rechnung bezahlen.من باید صورتحساب را پرداخت کنم.
- Kannst du bitte für mich bezahlen?میتوانی لطفاً برای من حساب کنی؟
2
für + Akkusativ
تاوان یا نتیجه منفی یک اشتباه و عمل ناخوشایند را تحمل کردن
- Er musste seine Fehler teuer bezahlen.او مجبور شد تاوان اشتباهاتش را گران بپردازد.
- Für diese Nachlässigkeit wirst du noch bezahlen müssen.برای این بیدقتی هنوز باید تاوان پس بدهی.