bezahlen

Aussprache: /bəˈtsaːlən/
Wortzerlegung: be·zah·len
فعل

پرداخت کردن، حساب کردن، تاوان دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ / für + Akkusativ

مبلغی پول را برای کالا یا خدماتی به شخص یا نهادی پرداخت کردن

  • Ich muss die Rechnung bezahlen.من باید صورت‌حساب را پرداخت کنم.
  • Kannst du bitte für mich bezahlen?می‌توانی لطفاً برای من حساب کنی؟
2 für + Akkusativ

تاوان یا نتیجه منفی یک اشتباه و عمل ناخوشایند را تحمل کردن

  • Er musste seine Fehler teuer bezahlen.او مجبور شد تاوان اشتباهاتش را گران بپردازد.
  • Für diese Nachlässigkeit wirst du noch bezahlen müssen.برای این بی‌دقتی هنوز باید تاوان پس بدهی.