فعل
نشان دادن، ابراز کردن، اثبات کردن
معانی و تعاریف bezeigen:
- احساسات، احترام یا قدردانی را به کسی نشان دادن یا ابراز کردن.
جملات نمونه برای bezeigen:
Wir suchten den Grafen persönlich auf, um ihm unseren Respekt zu ''bezeigen.''
ما به دیدن کنت رفتیم تا احترام خود را به او ابراز کنیم.
Dass sie den Artikel veröffentlichte, hat ihren großen Mut ''bezeigt.''
اینکه او مقاله را منتشر کرد، شجاعت زیادش را نشان داد.
Seine Hilfe war unschätzbar, und wir konnten uns dafür gar nicht genug dankbar ''bezeigen.''
کمک او ارزشمند بود و ما نمیتوانستیم به اندازه کافی از او تشکر کنیم.