beziehbar

Aussprache: /bəˈtsiːbaːr/
Worttrennung: be·zieh·bar
صفت

قابل سکونت، قابل اجاره دادن، قابل استناد

Bedeutungen

1

مربوط به مکانی که می‌توان در آن سکونت کرد یا آن را اجاره داد.

  • Diese Wohnung ist ab sofort beziehbar.این آپارتمان از همین حالا قابل سکونت است.
  • Das Haus ist groß genug, um von einer Familie beziehbar zu sein.خانه به اندازه کافی بزرگ است که توسط یک خانواده قابل سکونت باشد.
  • Wir suchen eine beziehbare Wohnung in zentraler Lage.ما به دنبال یک آپارتمان قابل اجاره در موقعیت مرکزی هستیم.
2

قابل استناد، قابل ارتباط دادن (مخصوصاً در مورد ارث یا حقوق).

  • Diese Regelung ist auf den vorliegenden Fall nicht beziehbar.این مقررات قابل استناد به مورد حاضر نیست.
  • Die Aussagen des Zeugen sind nur bedingt beziehbar.اظهارات شاهد فقط تا حدی قابل استناد هستند.
  • Die Erbschaft ist auf alle Kinder beziehbar.ارث به همه فرزندان قابل استناد است.