beziehungsunfähig

Aussprache: /bəˈtsiːʊŋsˌʊnfɛːɪç/
Worttrennung: be·zie·hungs·un·fä·hig
صفت

ناتوان در برقراری رابطه

Bedeutungen

1

کسی که قادر به ایجاد یا حفظ روابط عاطفی یا انسانی پایدار و سالم نیست.

  • Er ist seit Jahren Single, weil er tief im Inneren beziehungsunfähig ist.او سال‌هاست مجرد است، زیرا در اعماق وجودش قادر به برقراری رابطه نیست.
  • Ihre Angst vor Nähe macht sie beziehungsunfähig.ترس او از صمیمیت، او را در برقراری رابطه ناتوان می‌سازد.
  • Viele Menschen sind beziehungsunfähig, ohne es wirklich zu wissen.بسیاری از مردم بدون اینکه واقعاً بدانند، در برقراری رابطه ناتوان هستند.