bezirzen

Aussprache: /bəˈt͡sɪʁt͡sn̩/
Wortzerlegung: be·zir·zen
فعل

افسون کردن، دلبری کردن، فریب دادن

Beispiele

  • Sie erreicht immer das, was sie will, denn mit ihrem Charme ''bezirzt'' sie alle Männer.او همیشه به آنچه می‌خواهد می‌رسد، چون با جذابیتش همه مردان را افسون می‌کند.
  • Sie hat ihn ''bezirzt,'' das ist doch völlig offensichtlich!او او را افسون کرده است، این کاملاً واضح است!

Bedeutungen

1 Akkusativ

با جذابیت، دلربایی یا حیله‌گری کسی را تحت تأثیر قرار دادن یا متقاعد کردن، اغلب با هدف خاص.

  • Sie versuchte, ihn mit ihrem Charme zu bezirzen.او سعی کرد با جذابیتش او را اغوا کند.
  • Lass dich nicht von seinen Worten bezirzen.اجازه نده حرف‌هایش تو را فریب دهد.