bezwecken
هدف قرار دادن، قصد داشتن، در نظر داشتن
Beispiele
- Coloban ''bezweckt'' mit dieser Lage eine Einschränkung der Zwerchfellatmung und glaubt damit auch Erfolge bei tuberkulösen Lungenprozessen erzielt zu haben.Coloban" با این وضعیت، محدود کردن تنفس دیافراگمی را در نظر دارد و معتقد است که با این کار در فرآیندهای ریوی سل نیز موفقیتهایی کسب کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را هدف قرار دادن، قصد انجام کاری را داشتن یا منظوری از کاری داشتن.
- Was bezweckst du mit dieser Aktion?با این اقدام چه هدفی داری؟
- Er bezweckte damit, die Aufmerksamkeit auf das Problem zu lenken.او با این کار قصد داشت توجه را به مشکل جلب کند.