auseinanderbiegen
از هم باز کردن (با خم کردن)، خم کردن (به طرفین)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas auseinanderbiegen)
چیزی را با خم کردن از هم باز کردن یا جدا کردن.
- Er bog die verbogenen Metallstreifen auseinander.او نوارهای فلزی خم شده را با خم کردن از هم باز کرد.
- Mit viel Kraft bog sie die Klammern auseinander.او با نیروی زیاد گیرهها را از هم باز کرد.