biergeschwängert
آغشته به آبجو، پر از بوی آبجو، مست از آبجو
Bedeutungen
1
فضایی که بوی شدید آبجو میدهد یا مکانی که افراد در آن زیاد آبجو نوشیدهاند و تحت تأثیر آن هستند.
- Die Kneipe war nach Mitternacht ziemlich biergeschwängert.میخانه بعد از نیمهشب به شدت بوی آبجو میداد.
- Er kam nach Hause, leicht biergeschwängert und gut gelaunt.او کمی مست از آبجو و خوشحال به خانه آمد.
- Der Geruch in dem Festzelt war stark biergeschwängert.بوی موجود در چادر جشن به شدت آغشته به آبجو بود.