فعل
از مگسهای سس آزار دیدن، از کوره در رفتن
معانی و تعاریف biesen:
- در خیاطی، پارچه را با ایجاد چینهای کوچک یا دوختن نوارهای تزئینی (پایپینگ) تزئین کردن.
جملات نمونه برای biesen:
Sie hat das Kleid mit feinen Biesen am Saum verziert.
او لباس را با چینهای ظریف در لبه تزئین کرد.
Die Schneiderin biest die Kissenbezüge, um ihnen ein elegantes Aussehen zu verleihen.
خیاط روکشهای کوسن را لبهدوزی میکند تا ظاهری شیک به آنها بدهد.