فعل
سرگردان بودن، به سختی کار کردن
جملات نمونه برای biestern:
Wir sind eine Weile durchs Moor ''gebiestert'', ehe wir den Weg wiedergefunden haben.
مدتی در مرداب سرگردان بودیم تا دوباره مسیر را پیدا کردیم.
Tagein, tagaus nur ''biestern''.
شب و روز فقط به سختی کار کردن.