فعل
موتورسواری کردن، دوچرخهسواری کردن
معانی و تعاریف biken:
- با دوچرخه راندن، به ویژه در طبیعت یا به عنوان ورزش.
جملات نمونه برای biken:
Der US-Amerikaner ist ein bisschen „crazy“ – wie alle Motocross-Freestyler – und Freitag und Samstag Fluggast in der Wiener Stadthalle, wenn die Freestyler und Endurocrosser um die Zuschauergunst ''biken.''
موتورسواران نمایشی و اندوروکراسرها برای جلب توجه تماشاگران در وینر اشتاداله مسابقه میدهند.
Am Wochenende gehen wir im Wald biken.
آخر هفته در جنگل دوچرخهسواری میکنیم.
Er bikt gerne in den Bergen.
او دوست دارد در کوهستان دوچرخهسواری کند.