bilanzieren
صورت حساب تهیه کردن، تراز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ترازنامه مالی بستن، حسابرسی کردن درآمدها و هزینهها
- Das Unternehmen bilanziert am Ende des Geschäftsjahres.شرکت در پایان سال مالی ترازنامه میبندد.
- Er muss die Einnahmen und Ausgaben bilanzieren.او باید درآمدها و هزینهها را حسابرسی کند.
2
Akkusativ
چیزی را ارزیابی یا جمعبندی کردن، نتیجهگیری کردن از یک وضعیت
- Nach einem Jahr bilanzierte er die Erfolge und Misserfolge.پس از یک سال، او موفقیتها و شکستها را ارزیابی کرد.
- Es ist wichtig, die Situation objektiv zu bilanzieren.مهم است که وضعیت را به صورت عینی ارزیابی کرد.