فعل
تشکیل دادن، ساختن، به وجود آوردن
معانی و تعاریف bilden:
- تشکیل دادن، ساختن (چیزی را)
- آموزش دادن، تربیت کردن (کسی را)
- (sich bilden) تحصیل کردن، دانش کسب کردن
جملات نمونه برای bilden:
Fasst euch an den Händen, wir ''bilden'' einen Kreis.
دستهای همدیگر را بگیرید، ما یک دایره تشکیل میدهیم.
Damals ''bildeten'' wir eine außerparlamentarische Gruppe.
آن زمان ما یک گروه خارج از پارلمان تشکیل دادیم.
Vor Jahrmillionen ''bildeten'' sich die Alpen.
میلیونها سال پیش کوههای آلپ شکل گرفتند.