zurückbilden
تحلیل رفتن، پسرفت کردن، کوچک شدن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (sich zurückbilden)
(در مورد بیماری، علائم، تورم یا بافت) به تدریج کاهش یافتن، تحلیل رفتن، ناپدید شدن یا به حالت اولیه بازگشتن.
- Nach der Operation bildeten sich die Schwellungen langsam zurück.پس از عمل جراحی، تورمها به تدریج کاهش یافتند.
- Die Krankheit bildete sich vollständig zurück.بیماری به طور کامل از بین رفت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zurückbilden)
چیزی را به حالت اولیه بازگرداندن، دوباره شکل دادن یا تحلیل بردن (معمولاً در زمینه علمی، فنی یا زیستشناسی).
- Die Forscher versuchen, den Prozess der Zellalterung zurückzubilden.محققان در تلاشند تا روند پیری سلولها را معکوس کنند.
- Man kann die chemische Reaktion nicht einfach zurückbilden.نمیتوان واکنش شیمیایی را به سادگی معکوس کرد.