herausbilden
شکل گرفتن، به وجود آمدن، توسعه یافتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas herausbilden)
چیزی (مانند مهارت، ویژگی، ساختار یا سازمان) را به تدریج توسعه دادن، شکل دادن یا ایجاد کردن.
- Der erfahrene Lehrer bildet seine Schüler zu selbstständigen Denkern heraus.معلم باتجربه، شاگردان خود را به متفکرانی مستقل پرورش میدهد.
- Die Firma bildet jedes Jahr neue Fachkräfte heraus.این شرکت هر سال نیروهای متخصص جدیدی را تربیت میکند.
2
sich (Akkusativ) (sich herausbilden)
چیزی (مانند یک الگو، روند، عادت یا ویژگی) به تدریج پدیدار شدن، شکل گرفتن یا توسعه یافتن (معمولاً به صورت غیرارادی).
- In der Gruppe hat sich eine neue Dynamik herausgebildet.یک پویایی جدید در گروه شکل گرفته است.
- Nach dem Unfall bildete sich bei ihm eine starke Angst vor dem Autofahren heraus.پس از تصادف، ترس شدیدی از رانندگی در او پدیدار شد.