biliös

Aussprache: /biliˈøːs/
Worttrennung: bi·li·ös
صفت

صفراوی، صفراوی‌مزاج

Bedeutungen

1

مربوط به صفرا؛ همچنین می‌تواند به معنای فردی با خلق و خوی صفراوی (عصبی، تندخو) باشد.

  • Der Patient zeigte Symptome einer biliösen Kolik.بیمار علائم قولنج صفراوی را نشان داد.
  • Manche Leute sagen, er sei biliös, wenn er müde ist.برخی می‌گویند وقتی او خسته است، صفراوی‌مزاج می‌شود.
  • Die Untersuchung ergab eine biliöse Verfärbung der Haut.بررسی‌ها نشان‌دهنده تغییر رنگ صفراوی پوست بود.