biliös
صفراوی، صفراویمزاج
Bedeutungen
1
مربوط به صفرا؛ همچنین میتواند به معنای فردی با خلق و خوی صفراوی (عصبی، تندخو) باشد.
- Der Patient zeigte Symptome einer biliösen Kolik.بیمار علائم قولنج صفراوی را نشان داد.
- Manche Leute sagen, er sei biliös, wenn er müde ist.برخی میگویند وقتی او خسته است، صفراویمزاج میشود.
- Die Untersuchung ergab eine biliöse Verfärbung der Haut.بررسیها نشاندهنده تغییر رنگ صفراوی پوست بود.