فعل
تأیید کردن، موافقت کردن، پذیرفتن
معانی و تعاریف billigen:
- چیزی را تأیید کردن، آن را درست یا مناسب دانستن
جملات نمونه برای billigen:
Die Ressortchefs ''billigten'' den Beitritt der Slowakei zur Euro-Zone einstimmig, sagte Juncker.
یونکر گفت رؤسای وزارتخانهها پیوستن اسلواکی به منطقه یورو را به اتفاق آرا تأیید کردند.
Der Vorstand billigte den Vorschlag einstimmig.
هیئت مدیره پیشنهاد را به اتفاق آرا تصویب کرد.
Ich kann sein Verhalten nicht billigen.
من نمیتوانم رفتار او را تأیید کنم.