billigen
تأیید کردن، موافقت کردن، پذیرفتن
Beispiele
- Die Ressortchefs ''billigten'' den Beitritt der Slowakei zur Euro-Zone einstimmig, sagte Juncker.یونکر گفت رؤسای وزارتخانهها پیوستن اسلواکی به منطقه یورو را به اتفاق آرا تأیید کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را تأیید کردن، آن را درست یا مناسب دانستن
- Der Vorstand billigte den Vorschlag einstimmig.هیئت مدیره پیشنهاد را به اتفاق آرا تصویب کرد.
- Ich kann sein Verhalten nicht billigen.من نمیتوانم رفتار او را تأیید کنم.