فعل
زنگ زدن (با صدای زنگ کوچک و روشن)
معانی و تعاریف bimmeln:
- صدای زنگ کوچک یا زنگوله را درآوردن، جرینگ جرینگ کردن
جملات نمونه برای bimmeln:
Ich hatte grad an dich gedacht, da ''bimmeltest'' du schon an der Tür.
همین الان به تو فکر میکردم که تو زنگ در را زدی.
Das Glöckchen bimmelte leise.
زنگوله به آرامی زنگ میزد.
Es bimmelte an der Tür.
زنگ در به صدا درآمد.