Konjugierte Form
تماشای پشت سر هم و بیوقفه (سریال، فیلم و غیره)
معانی و تعاریف bingewatcht:
- شکل گذشته فعل 'bingewatchen' به معنای تماشای تعداد زیادی قسمت از یک سریال تلویزیونی یا مجموعهای از فیلمها در یک دوره زمانی کوتاه و متوالی.
جملات نمونه برای bingewatcht:
Nachdem er die letzte Folge gebingewatcht hatte, fühlte er sich erschöpft, aber zufrieden.
پس از اینکه آخرین قسمت را پشت سر هم تماشا کرده بود، احساس خستگی اما رضایت میکرد.
Sie hat das gesamte Wochenende damit verbracht, die Serie, die alle empfohlen hatten, zu bingewatchen.
او تمام آخر هفته را صرف تماشای پشت سر هم سریالی کرد که همه توصیه کرده بودند.