binieren
دو بار در روز مراسم عشای ربانی را برگزار کردن (اصطلاح مذهبی)
Beispiele
- Wegen Mangel an Personal wurde die Dispens zu ''binieren'' erteilt.به دلیل کمبود پرسنل، مجوز برگزاری دوگانه مراسم عشای ربانی صادر شد.
- Ganz offensichtlich wurde solch eine Erlaubnis zu ''binieren'' nur sehr selten und mit großen Einschränkungen erteilt.کاملاً واضح است که چنین اجازهای برای برگزاری دوگانه مراسم عشای ربانی به ندرت و با محدودیتهای زیادی صادر میشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
این فعل در آلمانی رایج نیست و ممکن است یک اصطلاح تخصصی یا نادر باشد. به معنای جفت کردن یا دوتایی کردن (بر اساس ریشه 'binär' به معنای دوتایی) به کار میرود.
- Die Daten müssen vor der Verarbeitung biniert werden.دادهها باید قبل از پردازش جفت شوند (دوتایی شوند).
- Man versuchte, die Elemente zu binieren, um eine neue Verbindung zu schaffen.تلاش شد تا عناصر جفت شوند تا یک ترکیب جدید ایجاد شود.