binieren

Aussprache: /biˈniːʁən/
Wortzerlegung: bi·nie·ren
فعل

دو بار در روز مراسم عشای ربانی را برگزار کردن (اصطلاح مذهبی)

Beispiele

  • Wegen Mangel an Personal wurde die Dispens zu ''binieren'' erteilt.به دلیل کمبود پرسنل، مجوز برگزاری دوگانه مراسم عشای ربانی صادر شد.
  • Ganz offensichtlich wurde solch eine Erlaubnis zu ''binieren'' nur sehr selten und mit großen Einschränkungen erteilt.کاملاً واضح است که چنین اجازه‌ای برای برگزاری دوگانه مراسم عشای ربانی به ندرت و با محدودیت‌های زیادی صادر می‌شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

این فعل در آلمانی رایج نیست و ممکن است یک اصطلاح تخصصی یا نادر باشد. به معنای جفت کردن یا دوتایی کردن (بر اساس ریشه 'binär' به معنای دوتایی) به کار می‌رود.

  • Die Daten müssen vor der Verarbeitung biniert werden.داده‌ها باید قبل از پردازش جفت شوند (دوتایی شوند).
  • Man versuchte, die Elemente zu binieren, um eine neue Verbindung zu schaffen.تلاش شد تا عناصر جفت شوند تا یک ترکیب جدید ایجاد شود.