birnenförmig

Aussprache: /ˈbɪʁnənˌfœʁmɪç/
Worttrennung: bir·nen·för·mig
صفت

گلابی‌شکل، به شکل گلابی

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به میوه گلابی، معمولاً با قسمتی پهن‌تر در پایین و باریک‌تر در بالا.

  • Die Vase hatte eine elegante, birnenförmige Silhouette.گلدان شکلی ظریف و گلابی‌مانند داشت.
  • Der Ballon war groß und birnenförmig.بادکنک بزرگ و گلابی‌شکل بود.
  • Manche Wolkenformationen können birnenförmig erscheinen.برخی از ساختارهای ابری می‌توانند به شکل گلابی ظاهر شوند.