bis zum Geht-nicht-mehr
تا حد اشباع، تا سرحد مرگ، تا جایی که دیگر رمقی نماند
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای انجام دادن یا تجربه کردن چیزی تا نهایت حد ممکن، تا جایی که دیگر توانایی ادامه دادن وجود ندارد یا فرد کاملاً خسته و اشباع شده است. میتواند به معنای افراط در خوردن، نوشیدن، کار کردن یا حتی خندیدن باشد.
- Wir haben gegessen, bis zum Geht-nicht-mehr.ما آنقدر خوردیم که دیگر رمقی نداشتیم.
- Er hat die ganze Nacht gearbeitet, bis zum Geht-nicht-mehr.او تمام شب تا سرحد مرگ کار کرد.
- Die Kinder haben gelacht, bis zum Geht-nicht-mehr, als sie den Clown sahen.بچهها با دیدن دلقک آنقدر خندیدند که دیگر توانی نداشتند.