ausbeißen
دندان را از دست دادن، بیرون زدن (دندان)
Beispiele
- Sie ''biss'' sich den Zahn ''aus.او دندانش را از دست داد.
- Tröstlich an allem ist indes das eine: alles mögen die Fremden nachzumachen versuchen, nur bei unserer wunderschönen, kräftigen und urwüchsigen Sprache, ‚da ''beißts aus''‘, die kann man nicht exportieren wie einen Trachtenjanker.نکته دلگرمکننده در همه اینها این است: بیگانگان ممکن است سعی کنند همه چیز را تقلید کنند، اما در زبان زیبا، قوی و اصیل ما، «آن بیرون میزند»، نمیتوان آن را مانند یک ژاکت سنتی صادر کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با دندان چیزی را از چیزی جدا کردن یا بیرون آوردن.
- Er hat einen Kern aus dem Apfel ausgebissen.او یک هسته را از سیب بیرون آورد.
- Die Katze hat ein Stück Fleisch aus dem Knochen ausgebissen.گربه تکهای گوشت را از استخوان جدا کرد.
2
Akkusativ
تحمل کردن، تاب آوردن، از پس چیزی برآمدن (در مورد سختیها).
- Er musste die schwierige Zeit alleine ausbeißen.او مجبور بود دوران سخت را به تنهایی تحمل کند.
- Manchmal muss man einfach die Zähne zusammenbeißen und es ausbeißen.گاهی اوقات باید فقط دندان روی جگر گذاشت و آن را تحمل کرد.