abbeißen
گاز زدن، با دندان جدا کردن
Beispiele
- Sie ''biss'' ein kleines Stück vom Kuchen ''ab.او تکه کوچکی از کیک را گاز زد.
- Sie ''biss'' nur ein kleines Stück ''ab.او فقط تکه کوچکی را گاز زد.
- Du darfst bei mir probieren, ''beiß'' auf dieser Seite ''ab!تو میتوانی از مال من امتحان کنی، از این طرف گاز بزن!
- Vor 16 Jahren hat Boxtyrann Mike Tyson in einem Skandalkampf seinem Kontrahenten Evander Holyfield ein Stück des rechten Ohrs ''abgebissen.16 سال پیش، مایک تایسون، غول بوکس، در یک مسابقه رسواییآمیز، تکهای از گوش راست رقیب خود ایواندر هولیفیلد را گاز گرفت و جدا کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با دندان چیزی را از چیزی جدا کردن یا کندن
- Er biss ein Stück vom Apfel ab.او تکهای از سیب را گاز گرفت و جدا کرد.
- Der Hund hat ein Stück Holz abgebissen.سگ یک تکه چوب را با دندان کند.