hereinbitten
دعوت کردن به داخل، تعارف کردن برای ورود
Beispiele
- Ich ''wurde'' in das Behandlungszimmer ''hereingebeten''.من به اتاق معاینه دعوت شدم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با ادب و احترام از کسی خواستن که وارد مکانی شود.
- Der Sekretär bat den Besucher herein.منشی از بازدیدکننده خواست که وارد شود.
- Bitte kommen Sie herein, ich habe Sie schon erwartet.لطفاً وارد شوید، من منتظر شما بودم.