bittersüß
تلخ و شیرین، آمیخته با غم و شادی
Bedeutungen
1
دارای طعمی که هم تلخی و هم شیرینی را در خود دارد.
- Die Schokolade hat einen bittersüßen Geschmack.شکلات طعم تلخ و شیرینی دارد.
- Er trank einen bittersüßen Likör.او یک لیکور تلخ و شیرین نوشید.
- Manche Früchte haben einen bittersüßen Geschmack.برخی میوهها طعمی تلخ و شیرین دارند.
2
احساسی یا تجربهای که همزمان غم و شادی، یا لذت و درد را در بر دارد.
- Der Abschied von seinen Freunden war bittersüß.خداحافظی با دوستانش تلخ و شیرین بود.
- Es war ein bittersüßer Moment, als sie das Zeugnis erhielt.لحظه دریافت کارنامه، تلخ و شیرین بود.
- Die Erinnerungen an ihre Kindheit sind bittersüß.خاطرات کودکی او تلخ و شیرین هستند.