biwakieren

Aussprache: /bivaˈkiːʁən/
Wortzerlegung: bi·wa·kie·ren
فعل

چادر زدن در فضای باز، بیواک کردن، اردو زدن

Beispiele

  • Sie ''biwakierten'' in seinem sicheren Areal.آنها در منطقه امن خود چادر زدند.
  • Seit Ende August ''biwakierten'' ihre Truppen an der Weichsel, aber es bestand kein Zweifel daran, dass sie dort nicht stehen bleiben würden.از اواخر اوت، نیروهای آنها در کنار ویستولا اردو زده بودند، اما شکی نبود که آنها در آنجا نخواهند ماند.

Bedeutungen

1 (wo)

شب را در فضای باز یا با حداقل سرپناه گذراندن، بیواک کردن (معمولاً در کوهنوردی یا شرایط نظامی).

  • Die Bergsteiger mussten in 3000 Metern Höhe biwakieren.کوهنوردان مجبور شدند در ارتفاع ۳۰۰۰ متری بیواک کنند.
  • Im Notfall kann man auch ohne Zelt biwakieren.در مواقع اضطراری می‌توان بدون چادر هم شب را در فضای باز گذراند.