bizarr
عجیب و غریب، نامتعارف، شگفتانگیز
Bedeutungen
1
بسیار عجیب، غیرمعمول و اغلب کمی ترسناک یا ناراحتکننده؛ نامتعارف.
- Er hatte eine bizarre Idee für das Kunstprojekt.او ایدهای عجیب برای پروژه هنری داشت.
- Die Skulptur hatte eine bizarre Form.مجسمه شکلی نامتعارف داشت.
- Die Geschichte, die er erzählte, war ziemlich bizarr.داستانی که او تعریف کرد، بسیار عجیب بود.