aufblasen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌblaːzn̩/
Worttrennung: auf·bla·sen
فعل

باد کردن، پف کردن؛ (مجازی) خودنمایی کردن، لاف زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aufblasen)

چیزی را با هوا یا گاز پر کردن تا حجیم و بزرگ شود.

  • Wir müssen die Luftmatratze für die Nacht aufblasen.ما باید تشک بادی را برای شب باد کنیم.
  • Die Kinder bliesen bunte Ballons auf.بچه‌ها بادکنک‌های رنگی را باد کردند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas aufblasen)

چیزی را بیش از حد واقعی بزرگ یا مهم جلوه دادن؛ خودنمایی کردن، لاف زدن.

  • Er bläst seine Erfolge immer auf.او همیشه موفقیت‌هایش را بزرگ‌نمایی می‌کند.
  • Sei nicht so eingebildet und blase dich nicht so auf!اینقدر خودخواه نباش و اینقدر خودت را نگیر!