ausblasen
خاموش کردن (با فوت), بیرون آوردن (با فوت), خالی کردن باد
Bedeutungen
1
Akkusativ (eine Flamme ausblasen)
شعلهای را با فوت کردن خاموش کردن.
- Er blies die Kerzen auf dem Kuchen aus.او شمعهای روی کیک را فوت کرد و خاموش کرد.
- Bitte blase die Zigarette nicht direkt in mein Gesicht aus.لطفاً سیگار را مستقیم در صورتم فوت نکن و خاموش نکن.
2
Akkusativ (Luft aus etwas ausblasen)
باد یا هوای چیزی را خارج کردن؛ خالی کردن باد.
- Sie blies die Luft aus dem Luftballon.او هوای داخل بادکنک را بیرون داد.
- Der Mechaniker blies den Staub aus dem Motor.مکانیک گرد و غبار را از موتور بیرون دمید.
3
Akkusativ (einen Streit ausblasen)
(مجازی) اجازه دادن به چیزی که به آرامی پایان یابد یا فروکش کند.
- Nach dem Streit bliesen sie die Wogen langsam aus.پس از درگیری، آنها به آرامی خشم خود را فرو نشاندند.
- Die Proteste wurden schließlich ausgeblasen, als die Regierung nachgab.با تسلیم شدن دولت، اعتراضات سرانجام فروکش کرد.