umblasen
واژگون کردن، انداختن با باد، فوت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umblasen)
چیزی را با نیروی باد یا دمیدن به زمین انداختن یا واژگون کردن.
- Der starke Wind hat die alten Bäume umgeblasen.باد شدید درختان کهنسال را واژگون کرد.
- Er blies die Kerzen auf dem Kuchen schnell um.او به سرعت شمعهای روی کیک را با فوت خاموش کرد.