wegblasen
با فوت کردن کنار زدن/بردن، باد بردن، منفجر کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas wegblasen)
چیزی را با دمیدن یا وزش باد از جایی دور کردن یا کنار زدن.
- Er blies die Kerzen auf dem Kuchen weg.او شمعهای روی کیک را با فوت کردن خاموش کرد/کنار زد.
- Der Wind blies den Staub weg.باد گرد و خاک را برد.
2
Akkusativ (etwas wegblasen)
چیزی را با انفجار از بین بردن یا منهدم کردن؛ این کاربرد عامیانه است.
- Die Explosion blies das Gebäude weg.انفجار ساختمان را ویران کرد.
- Der Lärm blies ihm die Gedanken weg.صدا افکارش را از ذهنش پاک کرد.