anblättern
ورق زدن، نگاه اجمالی انداختن، فرسوده شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas anblättern)
شروع به ورق زدن سریع یک کتاب، مجله یا روزنامه برای نگاهی اجمالی به محتوای آن.
- Ich blätterte kurz in dem neuen Magazin an.من به سرعت در مجله جدید ورق زدم.
- Er blätterte die Seiten des Buches neugierig an.او با کنجکاوی صفحات کتاب را ورق زد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
لبههای صفحات کتاب یا کاغذ به دلیل استفاده زیاد، کهنگی یا رطوبت شروع به فرسوده شدن، تا خوردن یا جدا شدن کنند. (معمولاً در حالت صفت مفعولی "angeblättert" به کار میرود).
- Das alte Buch ist an den Rändern schon ziemlich angeblättert.کتاب قدیمی در لبهها کاملاً فرسوده شده است.
- Die Seiten des Notizbuchs waren durch Feuchtigkeit angeblättert.صفحات دفترچه یادداشت به دلیل رطوبت فرسوده شده بودند.