blättrig

Aussprache: /ˈblɛtʁɪç/
Worttrennung: blätt·rig
صفت

پوسته پوسته، ورقه‌ای

Bedeutungen

1

دارای ساختاری شبیه به برگ یا لایه‌های نازک که از هم جدا می‌شوند یا قابل جدا شدن هستند.

  • Die alte Farbe blättert an vielen Stellen ab, die Wand ist ganz blättrig.رنگ قدیمی در بسیاری از نقاط کنده شده است، دیوار کاملاً پوسته پوسته شده است.
  • Der Käse hat eine blättrige Struktur, die typisch für gereiften Hartkäse ist.این پنیر ساختاری ورقه‌ای دارد که برای پنیر سفت کهنه شده معمول است.
  • Die Gesteinsformation war sehr blättrig und zerfiel leicht.تشکیل سنگ بسیار ورقه‌ای بود و به راحتی خرد می‌شد.