bläulich
متمایل به آبی، کبودگون
Bedeutungen
1
دارای رنگی که به آبی متمایل است؛ آبی کمرنگ یا سایهای از آبی.
- Der Himmel hatte einen bläulichen Schimmer.آسمان درخششی متمایل به آبی داشت.
- Ihre Lippen waren nach dem Kältebad leicht bläulich.لبهایش پس از حمام سرد کمی کبودگون بود.
- Das Licht der Lampe war bläulich und kalt.نور لامپ متمایل به آبی و سرد بود.