die Blöße

Aussprache: /ˈbløːsə/
Worttrennung: Blö·ße
اسم

برهنگی، نقطه ضعف

Bedeutungen

1

وضعیت برهنه بودن بدن یا قسمتی از آن؛ عریان بودن.

  • Die Blöße des Kindes wurde schnell von einem Handtuch bedeckt.برهنگی کودک به سرعت با یک حوله پوشانده شد.
  • Er zeigte keine Blöße vor dem Publikum.او در مقابل تماشاگران هیچ برهنگی (یا شرمی) نشان نداد.
  • Die Blöße der Natur im Winter ist beeindruckend.برهنگی طبیعت در زمستان تاثیرگذار است.
2

نقطه ضعف، آسیب‌پذیری یا کاستی که می‌تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد.

  • Jeder Mensch hat eine Blöße, die er zu verbergen versucht.هر انسانی یک نقطه ضعف دارد که سعی در پنهان کردن آن دارد.
  • Der Anwalt versuchte, eine Blöße in der Argumentation des Gegners zu finden.وکیل سعی کرد نقطه‌ضعفی در استدلال طرف مقابل پیدا کند.
  • Seine Angst vor Spinnen war seine größte Blöße.ترس او از عنکبوت‌ها بزرگترین نقطه ضعفش بود.