der blühender Unsinn
مزخرف محض، چرندیات آشکار
Bedeutungen
1
عبارتی که برای توصیف چیزی کاملاً بیمعنی، غیرمنطقی یا پوچ به کار میرود.
- Was du da erzählst, ist doch blühender Unsinn!آنچه که تعریف میکنی، مزخرف محض است!
- Die Idee, dass die Erde flach ist, ist blühender Unsinn.این ایده که زمین تخت است، چرندیات آشکار است.
- Er hat versucht, uns mit seinen Ausreden zu überzeugen, aber es war blühender Unsinn.او سعی کرد ما را با بهانههایش متقاعد کند، اما مزخرف محض بود.