blamieren
آبروریزی کردن / خجالتزده کردن
Beispiele
- Die Regierung hat derzeit keinen guten Lauf: Im Nationalrat ''blamierte'' das Parlament am Donnerstag die Koalition.دولت در حال حاضر وضعیت خوبی ندارد: در شورای ملی، پارلمان روز پنجشنبه ائتلاف را خجالتزده کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
باعث شرمندگی یا آبروریزی کسی شدن
- Seine unhöflichen Bemerkungen blamierten die ganze Familie.اظهارات بیادبانه او کل خانواده را شرمنده کرد.
- Ich wollte dich nicht vor allen Leuten blamieren.نمیخواستم تو را جلوی همه شرمنده کنم.
2
sich + Akkusativ
باعث شرمندگی یا آبروریزی خود شدن، آبروی خود را بردن
- Er hat sich bei der Präsentation total blamiert.او در ارائه کاملاً آبروی خود را برد.
- Pass auf, dass du dich nicht blamierst!مراقب باش که آبروی خودت را نبری!