blankliegen
بدون روکش بودن (سیم)، متشنج بودن اعصاب
Bedeutungen
1
ohne Objekt
بدون عایق و روکش بودن کابل یا سیم برق
- Kabel dürfen nie unbeaufsichtigt blankliegen.کابلها هرگز نباید بدون مراقبت، بدون روکش رها شوند.
- Die Drähte lagen gefährlich blank.سیمها به طرز خطرناکی بدون روکش بودند.
2
ohne Objekt (die Nerven liegen blank)
شدیداً متشنج بودن اعصاب یا کاملاً بیپول بودن (اصطلاح عامیانه)
- Bei allen Beteiligten liegen die Nerven blank.اعصاب همه درگیرشدگان شدیداً متشنج و خرد است.
- Finanziell liegt das Unternehmen völlig blank.از نظر مالی شرکت کاملاً کفگیرش به ته دیگ خورده است.