blankziehen
سلاح/شمشیر کشیدن، لخت شدن (عامیانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
سلاح، شمشیر یا چاقو را از غلاف بیرون کشیدن.
- Der Cowboy zog seinen Revolver blank.گاوچران هفتتیرش را کشید.
- Er drohte, ein Messer blankzuziehen.او تهدید کرد که چاقویی را بیرون میکشد.
2
sich (Akkusativ) / intransitiv
لخت شدن، تمام لباسهای خود را درآوردن (عامیانه).
- Nach dem Sport zog er sich blank, um zu duschen.بعد از ورزش لخت شد تا دوش بگیرد.
- Sie zogen sich blank und sprangen in den See.آنها لخت شدند و در دریاچه پریدند.