فعل
فوت کردن، دمیدن، نواختن (ساز بادی)
معانی و تعاریف blasen:
- فوت کردن، دمیدن (باد، ساز)
- فوت کردن (برای خاموش کردن شمع، حباب ساختن)
جملات نمونه برای blasen:
Sie ''blies'' kurz durch das Röhrchen.
او بهطور کوتاه از طریق لوله کوچک فوت کرد.
Am sechsten Dezember ''bläst'' immer ein Trompeter Weihnachtslieder vom Kirchturm herunter.
در ششم دسامبر، همیشه یک ترومپتنواز آهنگهای کریسمس را از بالای برج کلیسا مینوازد.
Der Wind ''blies'' ihr kräftig ins Gesicht.
باد به شدت به صورت او وزید.