ausblassen
رنگ باختن، کمرنگ شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
کمرنگ شدن یا سفید شدن پارچه، عکس، رنگ یا مواد دیگر در اثر تابش طولانی مدت نور خورشید یا عوامل محیطی.
- Die Farben des alten Posters sind durch die Sonne ausgeblasst.رنگهای پوستر قدیمی در اثر نور خورشید کمرنگ شدهاند.
- Das rote T-Shirt ist nach mehrmaligem Waschen ausgeblasst.تیشرت قرمز بعد از چند بار شستشو رنگش پریده است.