blauäugig

Aussprache: /ˈblaʊ̯ˌɔɪ̯ɡɪç/
Worttrennung: blau·äu·gig
صفت

ساده‌لوح، خوش‌باور، ساده‌دل

Bedeutungen

1

به فردی اطلاق می‌شود که به راحتی به دیگران اعتماد می‌کند و دنیا را ساده‌تر از آنچه هست می‌بیند، اغلب به دلیل نداشتن تجربه یا بدبینی.

  • Er ist leider etwas blauäugig und glaubt jedem sofort.او متاسفانه کمی ساده‌لوح است و فوراً به حرف همه باور می‌کند.
  • Sei nicht so blauäugig, nicht jeder meint es gut mit dir.اینقدر ساده‌دل نباش، همه با تو خوب نیستند.
  • Ihre blauäugige Hoffnung auf eine schnelle Lösung wurde enttäuscht.امید ساده‌لوحانه او به یک راه‌حل سریع، ناامید شد.