فعل
آبی شدن، به رنگ آبی درآمدن
معانی و تعاریف blauen:
- چیزی را به رنگ آبی درآوردن (کمتر رایج).
- (عامیانه) بدون اجازه یا دلیل موجه از کار یا مدرسه غیبت کردن.
جملات نمونه برای blauen:
Der Himmel ''blaut'' über dem Meer.
آسمان بر فراز دریا «آبی میشود».
„Das Firmament ''blaut'' ewig und die Erde
«آسمان ابدی «آبی میشود» و زمین...»
Der Künstler blaute die Leinwand mit einem tiefen Ultramarin.
هنرمند بوم را با رنگ آبی اولترامارین تیره آبی کرد.